با گسترش روزافزون کاربرد مدلهای زبانی بزرگ (LLM)، سازمانها به دنبال راههایی برای بهینهسازی این مدلها برای وظایف خاص خود هستند. دو رویکرد اصلی برای این کار وجود دارد: ریزتنظیم (Fine-tuning) و مهندسی پرامپت (Prompt Engineering). فاین تیون یا مهندسی پرامپت؟ هر دو روش مزایا و معایب خاص خود را دارند و انتخاب روش مناسب بستگی به عوامل مختلفی دارد، از جمله نوع وظیفه، حجم دادههای موجود، هزینه و کیفیت مورد نظر. این مقاله به بررسی این دو رویکرد و ارائه راهنمایی برای انتخاب روش مناسب میپردازد.
فهرست مطالب
- ۱ ریزتنظیم (Fine-tuning): تعریف و نحوه عملکرد
- ۲ مهندسی پرامپت (Prompt Engineering): تعریف و نحوه عملکرد
- ۳ مقایسه ریزتنظیم و مهندسی پرامپت: مزایا و معایب
- ۴ چه زمانی ریزتنظیم و چه زمانی مهندسی پرامپت؟
- ۵ مثالهای فارسی از کاربرد ریزتنظیم و مهندسی پرامپت
- ۶ نکات کلیدی برای انتخاب روش مناسب
- ۷ جمعبندی: چرا این موضوع برای کسبوکارها اهمیت دارد
- ۸ درخواست مشاوره فنی LLM
ریزتنظیم (Fine-tuning): تعریف و نحوه عملکرد
ریزتنظیم (Fine-tuning)، فرآیندی است که در آن یک مدل زبانی از پیش آموزشدیده، با استفاده از یک مجموعه داده خاص برای یک وظیفه مشخص، مجدداً آموزش داده میشود. در این فرآیند، وزنهای مدل اصلی اندکی تغییر میکنند تا مدل بتواند عملکرد بهتری در وظیفه جدید داشته باشد. Fine-tuning به مدل امکان میدهد تا دانش خود را از دادههای عمومی به دادههای خاص دامنه مورد نظر منتقل کند.
به عنوان مثال، یک مدل زبانی که برای تولید متن عمومی آموزش داده شده است، میتواند با استفاده از دادههای مربوط به حوزه پزشکی، ریزتنظیم شود تا بتواند مقالات علمی پزشکی را با دقت بیشتری تولید کند. فرآیند Fine-tuning معمولاً نیازمند حجم کمتری از داده نسبت به آموزش کامل یک مدل از ابتدا است، اما همچنان نیازمند منابع محاسباتی قابل توجهی است. به طور خلاصه، Fine-tuning یک روش مؤثر برای بهینهسازی مدلهای زبانی برای وظایف خاص است.
- بهینهسازی مدل برای وظایف خاص
- انتقال دانش از دادههای عمومی به دادههای خاص
- نیاز به منابع محاسباتی قابل توجه

مهندسی پرامپت (Prompt Engineering): تعریف و نحوه عملکرد
مهندسی پرامپت (Prompt Engineering)، فرآیندی است که در آن یک ورودی (prompt) به مدل زبانی به گونهای طراحی میشود که مدل بتواند خروجی مورد نظر را تولید کند. به عبارت دیگر، Prompt Engineering هنر ساختن سوالات یا دستورالعملهایی است که مدل را به سمت پاسخ صحیح هدایت میکنند. این رویکرد نیازی به تغییر وزنهای مدل ندارد و از دانش موجود در مدل از پیش آموزشدیده استفاده میکند.
به عنوان مثال، برای استخراج اطلاعات از یک سند، میتوان یک Prompt با فرمت خاص طراحی کرد که به مدل بگوید چه اطلاعاتی را باید استخراج کند و چگونه آنها را فرمت کند. Prompt Engineering یک روش سریع و کمهزینه برای بهینهسازی مدلهای زبانی است، اما ممکن است برای وظایف پیچیده، عملکرد کمتری نسبت به Fine-tuning داشته باشد. همچنین، بهینه کردن پرامپتها برای دستیابی به بهترین نتیجه، نیازمند آزمایش و تجربه است.
- بهینهسازی خروجی مدل با طراحی ورودی مناسب
- عدم نیاز به تغییر وزنهای مدل
- روش سریع و کمهزینه
مقایسه ریزتنظیم و مهندسی پرامپت: مزایا و معایب
برای تصمیمگیری در مورد اینکه آیا از Fine-tuning یا Prompt Engineering استفاده کنیم، باید مزایا و معایب هر روش را در نظر بگیریم. جدول زیر مقایسهای بین این دو روش ارائه میدهد:
| ویژگی | Fine-tuning | Prompt Engineering |
|—|—|—|
| هزینه | بالا | پایین |
| حجم داده مورد نیاز | متوسط | کم |
| زمان آموزش | طولانی | کوتاه |
| کیفیت خروجی | بالا | متوسط |
| پیچیدگی | بالا | متوسط |
| انعطافپذیری | محدود | بالا |
به طور کلی، Fine-tuning برای وظایفی مناسب است که نیازمند دقت بالا و عملکرد قابل اعتماد هستند، در حالی که Prompt Engineering برای وظایفی مناسب است که نیازمند سرعت و انعطافپذیری بالا هستند. به عنوان مثال، اگر هدف ساخت یک سیستم پاسخگوی سوالات در حوزه پزشکی باشد، Fine-tuning میتواند گزینه بهتری باشد، در حالی که اگر هدف استخراج اطلاعات از اسناد مختلف با فرمتهای متفاوت باشد، Prompt Engineering میتواند مناسبتر باشد. همچنین، باید هزینه و منابع موجود را در نظر گرفت و روشی را انتخاب کرد که با بودجه و امکانات سازمان سازگار باشد.
چه زمانی ریزتنظیم و چه زمانی مهندسی پرامپت؟
ریزتنظیم (Fine-tuning) معمولاً در شرایط زیر توصیه میشود:
- وقتی دادههای آموزشی کافی و باکیفیت برای یک وظیفه خاص در دسترس باشد.
- وقتی نیاز به دقت بالا و عملکرد قابل اعتماد باشد.
- وقتی منابع محاسباتی کافی برای آموزش مدل وجود داشته باشد.
- وقتی نیاز به تغییر اساسی رفتار مدل باشد.
مهندسی پرامپت (Prompt Engineering) معمولاً در شرایط زیر توصیه میشود:
- وقتی دادههای آموزشی کافی در دسترس نباشد.
- وقتی نیاز به سرعت و انعطافپذیری بالا باشد.
- وقتی منابع محاسباتی محدودی در دسترس باشد.
- وقتی نیاز به تغییر جزئی رفتار مدل باشد.
مثالهای فارسی از کاربرد ریزتنظیم و مهندسی پرامپت
برای درک بهتر کاربرد Fine-tuning و Prompt Engineering، چند مثال فارسی ارائه میشود:
- **مثال ۱: تشخیص احساسات در نظرات مشتریان:** برای تشخیص احساسات (مثبت، منفی، خنثی) در نظرات مشتریان درباره یک محصول یا خدمات، میتوان یک مدل زبانی را با استفاده از مجموعه دادهای از نظرات مشتریان با برچسب احساسات، ریزتنظیم کرد.
- **مثال ۲: ترجمه ماشینی فارسی به انگلیسی:** برای ترجمه متون فارسی به انگلیسی، میتوان از Prompt Engineering استفاده کرد و با طراحی یک Prompt مناسب، مدل را به سمت ترجمه دقیقتر هدایت کرد. به عنوان مثال، میتوان از Promptهایی با فرمت زیر استفاده کرد: “ترجمه کن به انگلیسی: [متن فارسی]”.
- **مثال ۳: خلاصهسازی اخبار فارسی:** برای خلاصهسازی اخبار فارسی، میتوان یک مدل زبانی را با استفاده از مجموعه دادهای از اخبار و خلاصه آنها، ریزتنظیم کرد.
نکات کلیدی برای انتخاب روش مناسب
برای انتخاب روش مناسب بین Fine-tuning و Prompt Engineering، نکات زیر را در نظر بگیرید:
- **نوع وظیفه:** نوع وظیفه و میزان پیچیدگی آن را در نظر بگیرید.
- **دادهها:** حجم و کیفیت دادههای آموزشی موجود را ارزیابی کنید.
- **منابع:** منابع محاسباتی و بودجه موجود را در نظر بگیرید.
- **زمان:** زمان مورد نیاز برای آموزش و استقرار مدل را ارزیابی کنید.
- **مهارت:** مهارتهای تیم خود را در زمینه یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی ارزیابی کنید.
با در نظر گرفتن این نکات، میتوانید روش مناسبی را برای بهینهسازی مدلهای زبانی برای نیازهای خاص خود انتخاب کنید. همچنین، میتوانید از متخصصان این حوزه برای دریافت مشاوره و راهنمایی کمک بگیرید. برای این کار میتوانید به Wikipedia و سایر منابع آنلاین مراجعه کنید.
جمعبندی: چرا این موضوع برای کسبوکارها اهمیت دارد
در دنیای امروز، سازمانها به دنبال راههایی برای استفاده از قدرت هوش مصنوعی و مدلهای زبانی بزرگ برای بهبود عملکرد و افزایش کارایی خود هستند. انتخاب روش مناسب برای بهینهسازی این مدلها، یک تصمیم استراتژیک است که میتواند تأثیر قابل توجهی بر موفقیت پروژههای AI داشته باشد. با درک مزایا و معایب Fine-tuning و Prompt Engineering، سازمانها میتوانند روش مناسبی را برای نیازهای خاص خود انتخاب کنند و از مزایای این فناوری بهرهمند شوند.
سنجش هزینه و کیفیت، و در نظر گرفتن معیارهای تصمیمگیری مناسب، به سازمانها کمک میکند تا با اطمینان بیشتری در مسیر پیادهسازی پروژههای مبتنی بر LLM قدم بردارند. این امر نه تنها باعث بهبود فرآیندها و افزایش بهرهوری میشود، بلکه فرصتهای جدیدی را برای نوآوری و توسعه محصولات و خدمات جدید ایجاد میکند. برای ارزیابی سرعت و کیفیت اتصال شبکه در پروژههای LLM میتوانید از ابزارهایی مانند Speedtest.net استفاده کنید.
درخواست مشاوره فنی LLM
برای دریافت اطلاعات بیشتر یا انتخاب سرویس مناسب کسبوکار خود،
اینجا کلیک کنید.